بردیا جونم...
به نام خدا... خوابیدی... با کلی غر غر.... قبلا هم گفته بودم که غر غر کردنتم دوست دارم آخه من عاششششششقتم....عاشق سرک کشیدنتم... وقتی چیزی توجهتو جلب میکنه خم میشی تا جای ممکن... که بفهمی چه خبره؟ کی کجا رفته؟؟؟کاری که باید با چهار دست و پا رفتن انجام بدی و نمیدیییییی عاشق بابای مهربونتم هستما... یه وقت بابایی فکر نکنه اونو یادم نیست... عزیزم... الهی دورت بگردم ... داری تو خواب میخندی... آخه تو چه خوابی میبینی که میخندی؟؟؟ خواب یه عالمه کنترل و گوشی؟؟؟ خواب توپ بازی مامان و بابا برای سرگرم کردن تو؟؟ خواب عروسک مورد علاقت(شیر تولو)... یا شاید خواب خاله جون... یا بابابزرگ...؟؟؟ آهاااااا فهمیدم خواب خوراکی های خوشمزه؟؟؟ ...
نویسنده :
مامان نسرین
2:46








